مسئولان دلسوز و مردم جانسوز، به هر نسبتی که در غفلت نهادهای کنترلی، عدالت قربانی امیال سیاسی و دنیاطلبی شده و عدالت سیاسی، قضایی و امنیتی، نظام حاکم بیشتر تضعیف شود به همان نسبت راحتتر به سوی دیکتاتوری هل داده می شود. این پدیده همان روزنه نفوذ اراده استعمار مدرن است. برای روشن شدن محور، نگاهی بر روند اصلاحات دایره خودیهای نظام در طول عمر انقلاب میاندازیم
بعد از بهمن 57 که انقلاب با مشارکت سیاسی گروههای سیاسی منتقد زمان به پیروزی رسید در فروردین 58 اولین دایره خودیهای نظام با تایید 98 درصدی قانون اساسی توسط خود مردم و بر مبنای جمهوریت و اسلامیت ترسیم گردید که بر مبنای این دایره سیاسی- اعتقادی همه جریانات غیر اسلامی مرتبط با ایسمها از نظام کنار گذاشته شدند سپس به هر ترتیبی که بود بعد از سال 67 جریان ملی مذهبی و بعد از سال 88 جریان اصلاحات از دایر خودیها کنار گذاشته شدند دایره خودیها در انتخابات سال 1400 با ریزشی اساسی که به حذف جریان اعتدالگرایی یعنی جریانی که در تلاش بود تا حلقه اتصال بخش کمی از جریان ملی مذهبی و بخش اعظمی از جریان اصلاحات به نظام باشد نیز به شکلی غیر فنی تنگ تر شد اگر فارغ از قضاوت در خصوص حق و یا ناحق بودن هر کدام از جریانات سیاسی کشور، نگاهی ریاضی محور بر روند اصلاحات فاکتورهای موثر بر رضایت مندی و به تبع آن مشارکت مردم شامل عدالت سیاسی و مالی، اقتصاد مردم، اختلاس و سایر مواردی از این دست بر روی نمودار زمان در طول عمر انقلابمان بیندازیم
در این نگاه با گذشت زمان، مشکلات کشور و رضایت مندی و به تبع آن سطح مشارکت سیاسی مردم در حال نزول بوده است بطوریکه از مشارکت 98 درصدی فروردین 58 به سطح آزار دهنده انتخابات 1400 رسیدیم که این روند با رشد انتقادات از قضاوتهای دوگانه و سیاسی محور دو دستگاه غیر سیاسی قضایی و شورای نگهبان همگام بوده است.
در طول عمر انقلاب، با اخراج نوبتی یک جریان از قطار انقلاب بقیه مسافران این اتفاق را پیروزی خود تلقی کردند تا نوبت به خودشان هم رسید. در انتخابات 1400 با حواشی خاص خود، خوش خیالان فکر کردند که اگر با هزینه سنگین و خطرناک کم شدن مشارکت با قربانی کردن عدالت هم باشد اما دیگر نظام یکدست شده است اما سیلی خوردن استاندار آذربایجان شرقی توسط یکی از همفکران مدعو در ردیف اول و سکوت دستگاههای قضایی و امنیتی در این خصوص ثابت کرد که به این زودیها سیلی بی عدالتی استعمار شاد کن دست از فضای سیاسی کشور ما بر نخواهد داشت و لذا بعد از انتخابات 1400 زنگ خطر پیاده شدن نیمه دوم صف به اقلیت رسیده حاکم نیز به صدا درآمد.
ما #عدالتطلبان # قضاوتی در خصوص حق و ناحق بودن مسافران رفته و مانده نمی کنیم اما منطق ریاضی می گوید اگر کثرت مسافران پیاده شده را در صف منتقدان و در مقابل لشگر حاکم به اقلیت رسیده و در حال انشقاق درست ببینیم و علاوه بر این حفظ نظام، ولو نظام منهی عدالت را از اوجب واجبات فرض کنیم در آنصورت اگر جریانی حاکم شده و خود را مالک و عین نظام ببیند میتوان این توجیه را شنید که برای حفاظت از خود در جلد نظام از گزند صفوف در حال تکثیر منتقدین زخم خورده داخلی و خارجی، با توجیه قضاوتهای سیاسی دست به سلاح و زندان شده و به اجبار محکوم به عبور از خطوط قرمز نظام و خود و امتیاز دهی به استعمار نو باشد در مسیر تعدیل فشارها باشد که انتهای چنین راهی نیز فراتر از دیکتاتوری است. (30)
توحید شوطی دبیر و محقق حزب غیر سیاسی و تکنفره #عدالتطلب#
برچسب:
نویسنده: باربد پارسامنش